close
تبلیغات در اینترنت
http://www.rabe.ir:سایت ادبی منتقل شد - 4


بیا ای بلا دیده ی مُبتلا


کجا می روی دَرگهِ ما بیا

بیا بنده ام من دوای توام

به نوعی منم مبتلای توام

بیا تا شوم مرحمِ زخمِ تو

نبینم گرفتاری و اخمِ تو

بیا با دل ریش خود پیش ما

مکُن چَندو چون با کم و بیش ما

بیا من جواب تو را می دهم

وَ مرحم به زخمِ تنت می نهم

کجا می روی تُرک تازی بس است

نکن شیطنت بچّه بازی بس است

مخورغم که روزی رسانت منم

وَ شیطانِِ جانِ تو را دشمنم

بیا مُبتلای بلا ، بنده ام

زِحُجب وحیای تو شرمنده ام

منم مهربان عاشق و یاورت

خدای بلند اختر و داورت

تو را بهترین داوَرو یاوَرم

فقط ازتهِ دل نما باورم

بیا بنده ام چشمِ دل وانما

از اَنفاسِِ امّاره پروا نما

زهرسو به سویت نظر می کنم

زِحَبلُ الوَریدَت گُذر می کنم

بیا هرچه وهرکه هستی بیا

اگرهوشیاریّ ومستی بیا

مفرّی نداری به جز درگه ام

زِ خرگاه وخلوتگه ات آگه ام

مشو نا امید و هماره بیا

خطا گرنمودی دوباره بیا

شکستی اگرتوبه را، هم بیا

چوخواهی نیفتی به چاهَم بیا

دوباره سه باره بیا توبه کن

زِ هر توبه ای یک تب نوبه کن

هزاران مثال تورادیده ام

گنه گنده تر از تو بخشیده ام


غلامرضا مهدوی


لینک ثابت

برچسب ها : بیا مناجات , بلا دیده , مبتلا , گرفتاری , دل ریش , چندو چون , کم وبیش , مرحم , زخم , ترک تازی , شیطنت , شیطان , حجب وحیا , انفاس , پروا , هوشیار و مستی , خرگاه , خلوتگه ,
بازدید : 50
[ شنبه 28 تير 1393 ] [ 17:18 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

دوباره مي­شود آشفته، خوابِ كودك­ها

به بالِ شاخه ی زيتون، به تابِ پيچك­ها 

به جرمِ بودن و ماندن، گلوله مي ­ريزند

به سقف خانه ی رؤيايیِ عروسك­ها 

و غزّه مي­ گذراند شبی چنين خونين،

به زيرِ بمب وگلوله، به دستِ شكلك­ها 

و می ­شكند تُنگِ ماهيانِ سرخ و سفيد

كشيده يك شبه در خون، نشاطِ ميخك­ها 

بيا كه سنگ بگيريم و هم صدا گرديم،

وبشکنیم غرورِ بتِ مترسکها 

ز خواب غفلت ايام آشنا برخيز

تنِ تو مانده مسلمان به چنگ بختك­ها

بيا دوباره بسازيم خانه­اي كوچك

و بشكنيم براي عروسك، حصار قلّك­ها

محمد ضیایی- استهبان



لینک ثابت

برچسب ها : شب غزه , آشفته , خواب کودکها , شاخه ی زیتون , تاب پیچکها , جرم بودن , ماندن , گلوله , سقف خانه , عروسکها , شبی چنین خونین , بمب وگلوله , ماهیان سرخ , نشاط میخکها , بشکنیم , حصار قلّکها , مترسکها , عروسک , مسلمان , خواب غفلت ,
بازدید : 55
[ یکشنبه 22 تير 1393 ] [ 22:42 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

مي شوم مسافر شهر خوبي و وفا

مي روم به پاي دل، با صداقت و صفا

تا مدينه النبي تا حوالي حرم

كوچه هاي هاشمي، تا ضريح اوليا

عطر گل تنيده بر كوچه هاي آرزو

مي برد يكي مرا رو به سمت آشنا

ظلمت شب است و باز كوچه ها منوّرند

زير نور سبز ماه، با تلاوت دعا

با دلي پر از اميد مي روم به جشن ماه

رو به خانه ی بتول، تا سراي مرتضي

من غريبه ام ولي هيچ كس غريبه نيست

هر طرف نسيم مهر مي وزد به بي نوا

تازگي شكفته است ماه پاره اي قشنگ

صورتي بسان ماه، چهره اي چو مصطفي

صف به صف فرشته ها عاشقانه مي رسند

شادمانه مي روند تا حريم كبريا

شورو حال ديگري فرشيان گرفته اند

وقت تهنيت رسيد ، عشق مي زند صلا

خواستم كه هدية قابلي بياورم

در ولادت حسن، يا عليّ مرتضي

با دلم تنيده ام رشته هاي اين غزل

با عنايت خدا، با شفاعت شما

چشم روشني من اين سروده هست و بس

ورنه دست خالي ام يا امام مجتبي


قاسم یزدانی


لینک ثابت

برچسب ها : امام مجتبی , مسافر شهر خوبی , پای دل , صداقت و صفا , مدینه النبی , حوالی حرم , کوچه های هاشمی , ضریح اولیا , عطر گل , کوچه های آرزو , سمت آشنا , ظلمت شب , نور سز ماه , دلی پر از امید , خانه بتول , سرای مرتضی , مصطفی , صف به صف , شورو حال , وقت تهنیت ,
بازدید : 62
[ یکشنبه 22 تير 1393 ] [ 13:23 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

میلادِ مجتبی شدو دل پُرسرور شد

آمد بهار وخانه ی گل غرقِ نور شد

بادِ صبا وزید به صحن وسرایِ گل
بلبل به وجد آمدو در شعر وشور شد

خورشیدِ دوّم از پیِ اِرشادِ اهلِ خاک
ازمشرِقِ سپهرِ شرف در ظهور شد

از مقدمِ مبارکِ سبطِ رسولِ عشق
آفاق در نشاط و زمین در سرور شد

شد جلوه گَر به خانه ی زهرا فروغِ عشق
وَز پَرتواَش سرای علی شهرِ نور شد

احسَنت گو به صلح و زِصبرَش عَجَب مدار
وقتی که دید صبرَ پدر را صبور شد

دین را بقاست از اَثَرِ صُلحِ حضرَتش
آندم که خصم صاحبِ تزویر وزور شد

اشکش به دیدگان و دلش چشمه چشمه خون
امّا زِ صبر دانه ی اشکش بلور شد

طشتی که کرد باغِ گل از لاله ی جگر،
تفسیرِ آن:«وَحُصِّلَ مافِی الصُّدُور» شد

ای دل سَرِ نیاز برآن آستان گذار
کاصلاح از عنایتِ او هر اُمور شد

دامانِ اهلِ بیت بگیر از سَرِ نیاز،
وآنگه ببین که شرِّ عَدو از تودور شد


علی اکبر شجعان


لینک ثابت

برچسب ها : سبط رسول عشق , میلاد مجتبی , پرسرور , غرق نور , باد صبا , صحن وسرا , بلبل , وجد , شعروشور , خورشید , ارشاد , اهل خاک , سپهر شرف , ظهور شد , مقدم مبارک , فروغ عشق , صبور شد , اهل بیت , وَحُصِّلَ مافِی الصُّدُور , صُلحِ حضرَتش ,
بازدید : 70
[ شنبه 21 تير 1393 ] [ 17:25 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



شده ابزارجنگ نرم دشمن 

شده سرباز شيطان؛ ماهواره 

نموده پايه هاي دين و مذهب 

همه از بنيه ويران؛ ماهواره 

دريده پرده حجب وحيا را 

ز كيد و مكر پنهان؛ ماهواره 

دريغا در ميان خانواده 

نشسته جاي قرآن؛ ماهواره 

هجوم آورده چون باد خزاني 

به باغ سبز ايمان؛ ماهواره 

علیرضا شجعان


لینک ثابت

برچسب ها : ماهواره , شکسته , سد ایمان , سد , ز بس , بس , کرده طغیان , کرده , طغیان , برای جنگ , برای , جنگ , عقل وعقیده , عقل , عقیده , نهاده , پا به میدان , میدان , هویت , شرف ,
بازدید : 54
[ پنجشنبه 19 تير 1393 ] [ 0:33 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


رمضان آمده است

مژده ای هم نَفَسانم رمضان آمده است

کَز دَمِ عیسوی اَش مُرده به جان آمده است

عاشقان باده زنید از قدح و خوش باشید

که ز خـُم خانه سبوئی به میان آمده است

پُروپیمانه کند ساغرِو پیمانه ی ما

خُمِ صهبای جنان از پی آن آمده است

عالمی غمزه کند تا که رُخی بنماید

بهر دیدارِ رُخَش پیرو جوان آمده است

دستها حلقه کنید و به میانش گیرید

ساقی سیم تنان عشوه کنان آمده است

کرده با زلف کمندش همه بندم در بند

طرّه ی گیسویِ نازش به میان آمده است

«نرگسش عربده جوی ولبش افسوس کنان»

یار شیرین دهنان دُرد کشان آمده است

نیمه ی این مَهِ رحمان گـُهَر افشانی است

سِبطِ اَکبَر، حَسَن(،آن دُرِّ گران، آمده است

جبرئیل و همه ی خیلِ مَلَک با قرآن

به غزل خوانیِ این غنچه دهان آمده است

بر سرِ خوانِ خدا شرطِ ادب امساک است

زین سبب آتش دوزخ به امان آمده است

مهدوی نازِ دلارامِ پریچهره بکش

که نجُنبی تو اگر؛ وقتِ اذان آمده است

غلامرضا مهدوی



لینک ثابت

برچسب ها : رمضان آمده است،خم خانه , صبویی , اذان آمده است , امان آمده است , سبط اکبر , دُرّ گران , گهر افشانی , مه رحمان , خوان خدا , خیل ملک , طرّه ی گیسوی , ساقی سیم تنان , عشوه کنان ,
بازدید : 74
[ پنجشنبه 12 تير 1393 ] [ 5:36 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

بیا که دل شده چشم انتظار مهدی جان

گذشته سالِ فراق از هزار مهدی جان

بیا که در قدمت عاشقانه سربازیم

کنیم بهرِ تو جان را نثار مهدی جان

زخونِ پاکِ شهیدان به راهِ آزادی

ببین که گشته وطن لاله زار مهدی جان

من از خدا فَرَجَت خواهم ای ولیُّ الله

تو هَم بخواه ز پروردگار مهدی جان

ز دوری رُخَت ای ماهِ آسمان گشتیم،

به شامِ محنت وهجران دُچار مهدی جان

چراغِ خانه ی دل را به وصل روشن ساز

قدم به دیده ی عاشق گذار مهدی جان

صفا بیار به باغ و چمن مُصَفّا کن

تو ای نسیمِ صبا ای بهار مهدی جان

عدالت از غمِ تو در حجاب پنهان است

خوشا شود زتو عدل آشکار مهدی جان

توئی که مُصلِحِ کُلّ و بقیّةُُ الّهی

ز انبیا همه ای یادگار مهدی جان

بیا که از برکاتِ وجودِ تواسلام،

عجب گرفته به خود اقتدار مهدی جان

علی اکبر شجعان


ادامه مطلب


برچسب ها : مهدی جان , چشم انتظار , سال فراق , هزار , عاشقانه , نثار , شهیدان , راه آزادی , لاله زار , ولی الله , پروردگار , ماه آسمان , محنت وهجران , روشن ساز , دیده ی غاشق , مصلح کل , غم هجران , خراب آباد , سپهر ولایت , کاروان سالار ,
بازدید : 70
[ سه شنبه 20 خرداد 1393 ] [ 6:31 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
گرد هم آیی شاعرانه :
:: تعداد صفحات : 12
صفحه قبل 1 2 ...3 4 5 ...11 12 صفحه بعد


.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • کریستیانو