close
تبلیغات در اینترنت
اهل بیت



منكه هستم سائلى بر خوان انعام شما

از ازل شیرین شده كام من از نام شما

اینكه من دیوانه باشم آن هم از عشق خدا

بوده در آغاز خلقت حُسن اقدام شما

گر شكسته بال میخواهى بیا بنگر مرا

فطرسى بشكسته پر هستم سر بام شما

اى كه گفتى آب كم جو تشنگى آور به دست

اى كه میریزد عطش از باده جام شما

تشنگى خواهم من امشب اى خداى تشنگى

تا كه جان خود فدا سازم براى تشنگى

بى سرو سامان شدم تا كه تو سامانم دهى

كافر محضم من امشب تا كه ایمانم دهى

بى سوادم بهره از قرآن ندارم ذره اى

آمدم اى روح قرآن فهم قرآنم دهى

زنده جاوید گردد هر كه باشد كشته ات

دوست دارم تا بمیرم از دمت جانم دهى

فطرسم، حرّم، گنه كارم، پشیمانم حسین

آمدم تا طعم شیرینى ز گفتارم دهى

احتیاج من ندارد انتها اى ذوالكرم

میبرم نام تو را تا كه شود اینجا حرم

اى كه هستى محور حبّ و ولاى اهل بیت

عشق تو ما را نموده مبتلاى اهل بیت

بى تو نامى از خدا هم در میان ما نبود

بى تو می افتاد از رونق صداى اهل بیت

اى كه مردانه دل از پروردگارت برده اى

نیست عاشق بر تو مانند خداى اهل بیت

تا كه نامت میشود جارى به لب ها یا حسین

جمع ما گیرد دگر حال و هواى اهل بیت

گر نبودى اسم غفّار خدا معنا نداشت

عفو و رحمت در میان هر دوعالم جا نداشت

شد مدینه كربلا تا كه به دنیا آمدى

مادرت شد مبتلا تا كه به دنیا آمدى

مصطفى شد بوسه چین از حنجر و حلقوم تو

چشمها شد پر بكا وقتى به دنیا آمدى

گفت این طفل ازمن است ومن ازاویم بینِ جمع

رازها شد بر ملا وقتى به دنیا آمدى

بهترین معناى رحمان و رحیم امشب بود

میدهد عیدى خدا وقتى به دنیا آمدى

عید عفو و رحمت آمد عید غفران آمده

ذكر تسبیح ملك زین پس «حسین جان»آمده

رمز صبر انبیاء عشق تو بوده یا حسین

نام تو صاحبدلان را دل ربوده یا حسین

میهمانى خدا گر خاص میشد بر رسل

حق پذیرایى به روضه مینموده یا حسین

اولین بارى كه باب توبه واشد در جهان

نام زیباى تو این در راه گشوده یا حسین

هر كه را حق از براى بندگى كرده جدا

نام تو بر قلب و جان او سروده یا حسین

جز سعادت نیست عاشق بر رُخ ماهت شدن

جز شهادت نیست راه خاك درگاهت شدن

حق آن لحظه كه بوسیده پیمبر حنجرت

حق آن شورى كه افتاده به قلب مادرت

حق بابایت على و گریه مردانه اش

حق آن جمعى كه گردیده سراسر مضطرت

حق جبریل و سلامى كه ز بالا آورد

حق فطرس آن دخیل گاهوار اطهرت

حق آن شیرى كه از كام پیمبر خورده اى

حق اسمى كه تو را گشته نصیب از داورت

یك گره بر دل بزن تا صد گره را واكنى

زشتى ما را به زیبایى خود زیبا كنى


غلامرضا سازگار



ادامه مطلب


برچسب ها : ولادت حسین , انعام شما , نام شما , عشق خدا , آغاز خلقت , بشکسته پر , باده جام , ایمانم دهی , بی سوادم , روح قرآن , دوست دارم , گنه کارم , اهل بیت , یا حسین , مدینه کربلا , بوسه چین , امشب بود , عید غفران , ذکر تسبیح , حسین جان ,
بازدید : 65
[ سه شنبه 21 ارديبهشت 1395 ] [ 6:42 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


اي ضريحت همه را قبله ی حاجات حسين

ذكر نامت به لبم در همه اوقات حســين

كعبــه هردم بـه طواف حَرَمت مي آيد

اي خدا را به جهان مظهر و مِرآت حسين

دست در دست ستمگر ننهادي و هنـــوز

آيد از حنجره ات نغمه ی « هيهات» حسين

تو چه كردي كه خدا تا به قيامت كرده

در دل خلق بـه پـا ماتمِ عُظمـات حسين

در كنــار بدنت آمدم و ديدم كـــه ـ

تيغ كين بوسه زده برهمه اعضات حسين

دم به دم داغ بـه داغ دلت افزود عدو

اي بـه قربان تـو و قلب شكيبـات حسـين

مي شــوي پيـشـروِ قـافـلـه و مي آيـد

دختر فاطمـــه همواره به همرات حسين

بر سر ني سر تو جلوه گري مي كند و ـ

مي شود چشمِ رقيـّه به رُخَت مات حسين

دخترت گاه به رخساره ی خود حس ميكرد

دست سنگين و پر از سيلي اَعدات حسين

چه گذشته بـه دل خواهر تو وقتي كه ـ

ديده چشمـان تَـر و خشكي لبهات حسين

*‌‌‌‌‌ ‌‌ * ‌‌ *
شام روشن شده از روي تو اي ماه وببين

چشــم هــا آمده از بهر تماشات حسين

خوب شد درهمه جا بودي و ديدي چه كشيد

اهل بيت تــو به دروازه ی ساعات حسين

خوب شد آمدي و دختر غمديده تــورا

كرد در گوشــه ی ويرانه ملاقات حسـين

دختر كوچك تو پيش تو جان داد چو ديد

غرق خاكستر و خون چهره ی زيبات حسين

علي اكبر شجعان


ادامه مطلب


برچسب ها : یاحسین , قبله ی حاجات , همه اوقات , طواف حرمت , مرآت حسین , نغمه ی هیهات , قیامت , ماتم عظما , تیغ کین , داغ , قربان تو , پیشرو قافله , سر نی , جلوه گری , رقیه , رخساره , شام روشن , اهل بیت , دختر غمدیده ,
بازدید : 143
[ پنجشنبه 01 آبان 1393 ] [ 8:31 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

میلادِ مجتبی شدو دل پُرسرور شد

آمد بهار وخانه ی گل غرقِ نور شد

بادِ صبا وزید به صحن وسرایِ گل
بلبل به وجد آمدو در شعر وشور شد

خورشیدِ دوّم از پیِ اِرشادِ اهلِ خاک
ازمشرِقِ سپهرِ شرف در ظهور شد

از مقدمِ مبارکِ سبطِ رسولِ عشق
آفاق در نشاط و زمین در سرور شد

شد جلوه گَر به خانه ی زهرا فروغِ عشق
وَز پَرتواَش سرای علی شهرِ نور شد

احسَنت گو به صلح و زِصبرَش عَجَب مدار
وقتی که دید صبرَ پدر را صبور شد

دین را بقاست از اَثَرِ صُلحِ حضرَتش
آندم که خصم صاحبِ تزویر وزور شد

اشکش به دیدگان و دلش چشمه چشمه خون
امّا زِ صبر دانه ی اشکش بلور شد

طشتی که کرد باغِ گل از لاله ی جگر،
تفسیرِ آن:«وَحُصِّلَ مافِی الصُّدُور» شد

ای دل سَرِ نیاز برآن آستان گذار
کاصلاح از عنایتِ او هر اُمور شد

دامانِ اهلِ بیت بگیر از سَرِ نیاز،
وآنگه ببین که شرِّ عَدو از تودور شد


علی اکبر شجعان


لینک ثابت

برچسب ها : سبط رسول عشق , میلاد مجتبی , پرسرور , غرق نور , باد صبا , صحن وسرا , بلبل , وجد , شعروشور , خورشید , ارشاد , اهل خاک , سپهر شرف , ظهور شد , مقدم مبارک , فروغ عشق , صبور شد , اهل بیت , وَحُصِّلَ مافِی الصُّدُور , صُلحِ حضرَتش ,
بازدید : 69
[ شنبه 21 تير 1393 ] [ 17:25 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
گرد هم آیی شاعرانه :



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • کریستیانو