close
تبلیغات در اینترنت
سایت ادبی شهید رابع استهبان

سایت ادبی شهید رابع استهبان

سایت ادبی شهید رابع استهبان

سایت ادبی شهید رابع استهبان

سایت ادبی شهید رابع استهبان

سایت ادبی شهید رابع استهبان
سایت ادبی شهید رابع استهبان
ثبت شده در ستاد ساماندهي وزارت فرهنگ و ارشاد
تبلیغات در سایت ما تبلیغات در سایت ما تبلیغات در سایت ما
آرشیو
آخرین کاربران
آمار
جستجو
جدید ترین مطالب
امکانات جانبی
تبلیغات
آدرس جدید
آدرس جدید


تعداد بازديد : 260
سه شنبه 29 مهر 1393 ساعت: 7:28
نویسنده:
نظرات()
مشاهده ادامه مطلب
جانِ جهان علیست
جانِ جهان علیست

شـُربِ مُـدام و لذّت ایمان علیست

ماهِ صیامِ و روضه ی رضوان علیست

بابِ مدینه ی علم پیمبر است

تفسیر ناب و معنی قرآن علیست

مِهری که دردل عشّاقِ عالم است

سرچشمه ی عوالم عرفان علیست

اَنجُم که حامل تسبیح سرمد است

ماه ولای حضرت سبحان علیست

آیاتِ مُحکَمات پُر اَز نور هل اتی

درشأنِ طائرِ خُلد آشیان علیست

بر گُنبدِ مزار مدائن نوشته اند

اُلگوی نابِ حضرت سلمان علیست

پروا نکرده مگر از خدای خویش

شیر ژیانِ بیشه ی شجعان علیست

صد چاه کوفه که سربسته است ومُهر

همرازِسینه ی روحِ روان علیست

بعد از نبی که نباشد پیمبری

آئینه داروجلوه ی یزدان علیست

حامی و کاتب وحی نبوّت است

قرآن ناطق وفرقان بیان علیست

دائرمدار ولایت بدون شک

هرآن علی بود و هم اَلآن علیست

فـُزتُ وَربِّ کعبه ی محراب عشق

فریادِ رَجعِتِ جانِ جهان علیست

هرگز به نشئه ی ایمان نمی رسد

آن دل که منکِرِ آرام جان علیست

در روز حشروعبور از پُلِ صِراط

معیارِ ناروجنّت ومیزان علیست

بابَ الحَوائج و اُمّیدِ مهدوی

بهترزهرطبیبی ودرمان علیست


غلامرضا مهدوی

استهبان
تعداد بازديد : 26
سه شنبه 05 فروردين 1399 ساعت: 12:46
نویسنده:
نظرات()
مشاهده ادامه مطلب
یا زینب کبری(س)
یا زینب کبری(س)



گفتم از کوه بگویم قدمم می‌لرزد
از تو دم می‌زنم اما قلمم می‌لرزد

هیبت نام تو یک عمر تکانم داده ست
رسم مردانگی ات راه نشانم داده ست

پی نبردیم به یکتایی نامت زینب
کار ما نیست شناسایی نامت زینب

من در ادراک شکوه تو سرم می‌سوزد
جبرئیلم همه بال و پرم می‌سوزد

من در اعماق خیالم... چه بگویم از تو
من در این مرحله لالم چه بگویم از تو

چه بگویم؟! به خدا از تو سرودن سخت است
هم علی بودن و هم فاطمه بودن سخت است

چه بگویم که خداوند روایتگر توست
تار و پود همه افلاک نخ معجر توست

روبروی تو که قرآن خدا وا می‌شد
لب آیات به تفسیر شما وا می‌شد

آمدی تا که فقط زینت مولا باشی
تا پس از فاطمه صدیقه صغری باشی

آمدی شمس و قمر پیش تو سو سو بزنند
تا که مردان جهان پیش تو زانو بزنند

چشم وا کردی و دنیای علی زیبا شد
باز تکرار همان سوره «اعطینا» شد

عشق عالم به تو از بوسه مکرر می‌گفت
به گمانم به تو آرام پیمبر می‌گفت:

بی تو دنیای من از شور و شرر خالی بود
جای تو زیر عبایم چقدر خالی بود


سیدحمیدرضا برقعی


تعداد بازديد : 38
چهارشنبه 21 اسفند 1398 ساعت: 15:19
نویسنده:
نظرات()
مشاهده ادامه مطلب
ولادت امام حسین(ع)
ولادت امام حسین(ع)

من كه هستم سائلى بر خوان انعام شما

از ازل شیرین شده كام من از نام شما

اینكه من دیوانه باشم آن هم از عشق خدا

بوده در آغاز خلقت حُسن اقدام شما

گر شكسته بال میخواهى بیا بنگر مرا

فطرسى بشكسته پر هستم سر بام شما

اى كه گفتى آب كم جو تشنگى آور به دست

اى كه میریزد عطش از باده جام شما

تشنگى خواهم من امشب اى خداى تشنگى

تا كه جان خود فدا سازم براى تشنگى

بى سرو سامان شدم تا كه تو سامانم دهى

كافر محضم من امشب تا كه ایمانم دهى

بى سوادم بهره از قرآن ندارم ذره اى

آمدم اى روح قرآن فهم قرآنم دهى

زنده جاوید گردد هر كه باشد كشته ات

دوست دارم تا بمیرم از دمت جانم دهى

فطرسم، حرّم، گنه كارم، پشیمانم حسین

آمدم تا طعم شیرینى ز گفتارم دهى

احتیاج من ندارد انتها اى ذوالكرم

میبرم نام تو را تا كه شود اینجا حرم

اى كه هستى محور حبّ و ولاى اهل بیت

عشق تو ما را نموده مبتلاى اهل بیت

بى تو نامى از خدا هم در میان ما نبود

بى تو می افتاد از رونق صداى اهل بیت

اى كه مردانه دل از پروردگارت برده اى

نیست عاشق بر تو مانند خداى اهل بیت

تا كه نامت میشود جارى به لب ها یا حسین

جمع ما گیرد دگر حال و هواى اهل بیت

گر نبودى اسم غفّار خدا معنا نداشت

عفو و رحمت در میان هر دوعالم جا نداشت

شد مدینه كربلا تا كه به دنیا آمدى

مادرت شد مبتلا تا كه به دنیا آمدى

مصطفى شد بوسه چین از حنجر و حلقوم تو

چشمها شد پر بكا وقتى به دنیا آمدى

گفت این طفل ازمن است ومن ازاویم بینِ جمع

رازها شد بر ملا وقتى به دنیا آمدى

بهترین معناى رحمان و رحیم امشب بود

میدهد عیدى خدا وقتى به دنیا آمدى

عید عفو و رحمت آمد عید غفران آمده

ذكر تسبیح ملك زین پس «حسین جان»آمده

رمز صبر انبیاء عشق تو بوده یا حسین

نام تو صاحبدلان را دل ربوده یا حسین

میهمانى خدا گر خاص میشد بر رسل

حق پذیرایى به روضه مینموده یا حسین

اولین بارى كه باب توبه واشد در جهان

نام زیباى تو این در راه گشوده یا حسین

هر كه را حق از براى بندگى كرده جدا

نام تو بر قلب و جان او سروده یا حسین

جز سعادت نیست عاشق بر رُخ ماهت شدن

جز شهادت نیست راه خاك درگاهت شدن

حق آن لحظه كه بوسیده پیمبر حنجرت

حق آن شورى كه افتاده به قلب مادرت

حق بابایت على و گریه مردانه اش

حق آن جمعى كه گردیده سراسر مضطرت

حق جبریل و سلامى كه ز بالا آورد

حق فطرس آن دخیل گاهوار اطهرت

حق آن شیرى كه از كام پیمبر خورده اى

حق اسمى كه تو را گشته نصیب از داورت

یك گره بر دل بزن تا صد گره را واكنى

زشتى ما را به زیبایى خود زیبا كنى


غلامرضا سازگار


تعداد بازديد : 185
سه شنبه 21 ارديبهشت 1395 ساعت: 6:42
نویسنده:
نظرات()
مشاهده ادامه مطلب
سلام
سلام



تعداد بازديد : 214
چهارشنبه 12 فروردين 1394 ساعت: 0:53
نویسنده:
نظرات()
مشاهده ادامه مطلب
یاحسین
یاحسین

اي ضريحت همه را قبله ی حاجات حسين

ذكر نامت به لبم در همه اوقات حســين

كعبــه هردم بـه طواف حَرَمت مي آيد

اي خدا را به جهان مظهر و مِرآت حسين

دست در دست ستمگر ننهادي و هنـــوز

آيد از حنجره ات نغمه ی « هيهات» حسين

تو چه كردي كه خدا تا به قيامت كرده

در دل خلق بـه پـا ماتمِ عُظمـات حسين

در كنــار بدنت آمدم و ديدم كـــه ـ

تيغ كين بوسه زده برهمه اعضات حسين

دم به دم داغ بـه داغ دلت افزود عدو

اي بـه قربان تـو و قلب شكيبـات حسـين

مي شــوي پيـشـروِ قـافـلـه و مي آيـد

دختر فاطمـــه همواره به همرات حسين

بر سر ني سر تو جلوه گري مي كند و ـ

مي شود چشمِ رقيـّه به رُخَت مات حسين

دخترت گاه به رخساره ی خود حس ميكرد

دست سنگين و پر از سيلي اَعدات حسين

چه گذشته بـه دل خواهر تو وقتي كه ـ

ديده چشمـان تَـر و خشكي لبهات حسين

*‌‌‌‌‌ ‌‌ * ‌‌ *
شام روشن شده از روي تو اي ماه وببين

چشــم هــا آمده از بهر تماشات حسين

خوب شد درهمه جا بودي و ديدي چه كشيد

اهل بيت تــو به دروازه ی ساعات حسين

خوب شد آمدي و دختر غمديده تــورا

كرد در گوشــه ی ويرانه ملاقات حسـين

دختر كوچك تو پيش تو جان داد چو ديد

غرق خاكستر و خون چهره ی زيبات حسين 

علي اكبر شجعان

تعداد بازديد : 295
پنجشنبه 01 آبان 1393 ساعت: 8:31
نویسنده:
نظرات()
مشاهده ادامه مطلب
خدای عشق
خدای عشق

ای آسمانِ غیرت وصبر وصفا علی
وی آفتابِ مشرقِ مهرو وفا علی

ای مظهرِ صلابتِ دین ای خدایِ عشق
برکشتیِ نجاتِ بشر ناخدا علی

ای یادِ تو طلیعه یِ پروازِ غصّه ها
مرحم گذارِ زخمِ دلِ لاله ها علی

ای گوهرِ یگانه ی دریایِ هَل اَتی،
وی شمس پرفروغِ سپهرِ ولا علی

هنگامِ اِحتِضار، قَدَم برسَرَم گُذار،
تاجان دهم به پایِ تو یامُرتضی علی

این فخرِ تو بس است که مولودِ کعبه ای
بازویِ با صلابتِ خیبرگشا علی

ای مظهرِ عدالت و ای معنیِ حیات
گنجینه ی عنایت و لُطفِ خدا علی

روزِ غدیر چون به ولایت قدم زدی،
تکمیل گشت دین به ولایِ تو یاعلی

ای بحرِ بیکرانِ شرف، آخر اَز جفا،
در بحرِ خونِ خویش زدی دست وپا علی

در پاسخِ عنایت ولُطفِ توکوفیان
کردند سر زِ جسمِ حُسینَت جداعلی

ای مِهرِ تابناکِ سپهرِ مُحَمّدی(ص(
ای بابِ شهرِ علمِ رسولِ خدا علی

ای نایِ خوش نوایِ عدالت به روزگار
صد نینوا زِ نایِ نی اَت در نوا علی

دردا که کرد دستِ ستم پَرپَر از جفا،
گلهایِ سرخِ باغِ تودر نینوا علی

کی می رسد وَصیِّ تو با ذوالفقارِ تو
تابرطرف کند همه جور وجفا علی

"محزون" بُوَد غلامِ مدیحت سرایِ تو
کن قسمتش زِ لُطف و کَرَم کربلا علی

علی اکبر شجعان

 

 


تعداد بازديد : 255
دوشنبه 21 مهر 1393 ساعت: 15:11
نویسنده:
نظرات()
مشاهده ادامه مطلب
گرد هم آیی شاعرانه :
ليست صفحات
تعداد صفحات : 13
مناسبتها
درباره ما
مطالب تصادفی
ورود کاربران
عضويت سريع
تبادل لینک هوشمند
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
خبرنامه
صفحات جانبی